عید نوروز

هدیه و عیدى

هدیه و عیدى دادن از رسوم معمول عیدهاست و در میان مردم معمول بوده است. در روایتى آمده است که شخصى هدیه اى براى امام على(ع) آورد و عرض کرد: این هدیه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نیروزناکل یوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

اى خواجه چه جویى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

آقاى رحیمیان در کتاب سایه آفتاب مى نویسد: در روز عید نوروز به خدمت امام خمینى(ره) رسیدیم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارک باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سکه هاى یک ریالى را گرفتند و در کف دست قرار دادند. افراد حاضر نیز بعد از دست بوسى هر کدام چند عدد برداشتند. مشابه این برنامه در نوروز سالهاى دیگر نیز تکرار مى شد. [7]

منتهى در این باب مى بایست از افراط و تفریط و اجحاف و تکلف خوددارى شود و شرایط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى باید مورد توجه قرار گیرد. [8]

توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى که قرآن این کتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو یکى از ارکان سفره عید است و نیز قرائت قرآن و بوسیدن آن در ساعات تحویل سال از جمله آداب سال تحویل است.

دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خیر وبرکت، موفقیت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضایل انسانى از جمله آداب این روز مقرر گردیده است.

علامه مجلسى(ره) خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جدیده و انت ملک قدیم اسإلک خیرها و خیرمافیها و اعوذبک من شرها و شرمافیها و استلفیک موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاکرام.»

بارالها! این سال جدید است و تو خدایى ازلى و قدیم هستى. خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش مى‏آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...

محدث قمى رضوان الله علیه براى هنگام تحویل و لحظه حلول سال جدید این دعا را از برخى بزرگان نقل کرده است:

«یا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]

روزه گرفتن

روزه گرفتن در عید نوروز یکى دیگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در این روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تکون ذلک الیوم صائما» آن را [10] بیان داشته است. امام خمینى(ره) و سید محمد کاظم یزدى و بسیارى از فقهایى که برکتابهاى آنان حاشیه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإیید قرار داده‏اند. [11]

زیارت اهل قبور

رفتن به زیارت اهل قبور در آغازین روزهاى سال نو و نیز برگزارى مراسم تحویل سال در کنار قبور شهدإ از دیگر آداب دینى نوروز است.

تشرف و حضور در اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحویل سال نو در آن مکانها نیز از جمله آداب نوروز مى باشد.

و بسیارى از ارزشهاى مثبت دیگر.

البته در حواشى این عید باستانى خرافاتى وجود دارد که باید زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سین، شب نشینى ها و تشکیل جلسات آلوده اى که بسیارى از مردم به بهانه شبهاى عید در عیش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى که در آن پر است از زمینه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرایط مبتذل، پخش موسیقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمایى و تفاخر در لباس و زینت، ریخت و پاش و اسرافکارى و بسیارى از ضد ارزشهایى که در این ایام مطرح مى شود.

در خاتمه لازم است به نکاتى چند توجه شود:

1. هر تشکیلاتى در پایان سال حساب کار خود را مى کند و به بررسى کم وکاستیها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسیم و یک بازنگرى همه جانبه به گذشته خویش داشته باشیم. شخصى در روز عید نوروز مى گفت: این روز را به شما تبریک و تسلیت مى گویم. تبریک به جهت فرصتى جدید که خدا به شما داده و تسلیت براى از دست دادن فرصتهایى که داشته‏اى.

2. باید از گذران عمر و زمان و طبیعت درس گرفت. طبیعت بیدار شد و فعالیتش را دوباره آغاز کرد آیا ماهم بیدارشدیم، آیا درماهم تحول ایجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگیها پاکسازى شد، آیا قلبهاى ما نیز از زنگارهاى گناه و رذایل اخلاقى پاکسازى شد...؟

3. باید توجه نمود که در سال جدید چه طرحى براى خودسازى خویش داریم؟

 

مرتضى عبدالهى

 

پى نوشتها:

[*]. ماهنامه فرهنگ کوثر.

[1]. مفردات راغب.

[2]. «روى المعلى بن خنیس عن الصادق(ع) فى یوم النیروز، قال: اذاکان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب بإطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما... » (وسایل الشیعه، ج 8، ص 172 و ؛173 میزان الحکمه، ج 7، ص 133.)

[3]. تحریرالوسیله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج‏5، ص‏41.

[4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏376.

[5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101.

[6]. صحیفه نور، ج 16، ص 80.

[7]. درسایه آفتاب، حسن رحیمیان، ص 228.

[8]. سى مقاله، ص 377.

[9]. همان؛ مفاتیح الجنان.

[10]. بحار، ج 56، ص 101.

[11]. تحریرالوسیله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.

/ 0 نظر / 37 بازدید